از هنگامی که انسان زندگی اجتماعی را برگزید، لزوم برقراری ارتباط با همنوعان خود را بهعنوان یک ضرورت درک کرد. وی ابتدا به کمک ایما و اشاره و سپس به کمک اصوات، این روند ارتباطی را گسترش داد و تا بدانجا پیش رفت که فیلسوفان قدیم، تفاوت انسان از سایر حیوانات را در ناطق بودن آن دانستند؛ نطقی که به معنی تفکر است و نه صرف گفتار. سیستم ارتباطی انسانها با اتکاء به قدرت تفکر و تبادل تجربیات، در طول زمان مسیری تکاملی را طی کرده است. هرچند از جزئیات فرایند این تحول تاریخی اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی بکار بردن نمادها و نشانههایی که بعدها کلمات و نوشتار شکل غالب آنها به حساب آمد، بهگونهای گسترش یافته است که انسان بدون ارتباط با دیگران و بهرهگیری از قدرت زبان ـ بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای ارتباطی ـ قابل تصور نمی باشد. به همین دلیل، دانشمندان و زبانشناسان رابطه دقیقی بین رشد فکری انسان و ساختار زبانی آن قائل هستند. در عصر حاضر، گسترش ابزارهای ارتباطی، قدرت و دایره تأثیرگذاری آنها را بقدری توسعه داده است که انتقال تمامی تجربیات بشر به همنوعان، اعم از نسل حاضر و نسلهای آینده را فراهم آورده است. توسعه فنون انتقال پیام از طریق نوشتاری، گفتاری و تصویری و سرعت بیسابقه و متحیر کننده عملکرد ابزارهای ارتباطی، زمینه مناسبی برای تحول اساسی در ارتباطات انسانی و تبادل افکار، ایدهها و پیامها را موجب شده است.