<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات ملی</title>
    <link>https://www.rjnsq.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات ملی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ایده‌ی دانشگاه ایرانی و روایت امر ملی</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236598.html</link>
      <description>در این نوشتار، تأملی فلسفی درباره‌ی ایده‌ی دانشگاه در ایران، نه از منظری متافیزیکی و جوهرگرایانه بلکه از وجهی پدیدارشناسانه با تأکید بر نسبت آن با امر سیاسی موردتوجه قرار گرفته است. سؤال مقاله آن است که براساس تأملات فلسفی، کدام مدل دانشگاهی در جهان قابلیت توضیح ایده‌ی دانشگاه در ایران را دارد؟ در پاسخ، مدعای نوشتار حاضر آن است که مدل هومبولتی دانشگاه در آلمان، از حیث اتکای آن بر طرح روایتی از خودآگاهی مدرن سیاسی (امر ملی) قابلیت ایضاح نسبی مدل ایرانی دانشگاه را دارد. براساس روش تطبیقی در بررسی دانشگاه ملی، یافته‌‌های مقاله دال بر آن است که تأسیس دانشگاه در وضعیتی متناقض‌‌نما، ازسویی بنا به مقتضیات عملی و کاربردی، ازجمله امر ملی در زیست‌جهان معاصر ایرانی ضرورت یافته و درعین‌حال، به سبب ماهیت خودبنیاد آن، در قبال تحمیل ایدئولوژی، با دستاویز قرار دادن خاستگاه جوهری و ذاتی برای آن مقاومت می‌‌ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شبکه‌های اجتماعی و برساخته شدن هویت دیجیتال ایرانیان؛ مطالعه موردی شبکه اجتماعی اینستاگرام</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236600.html</link>
      <description>ازآنجا که امروزه با مفهوم &amp;amp;laquo;هویت&amp;amp;raquo; به‌عنوان یک اصل بنیادین مواجه هستیم، پدیده‌های نوظهوری مانند &amp;amp;laquo;هویت دیجیتال&amp;amp;raquo; اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند و می‌توانند در بستر جامعه ایران به موضوعی چالش‌برانگیز تبدیل شوند. منظور از هویت دیجیتال، همان حضور، مشخصات و رفتار یک فرد، سازمان یا یک سامانه در فضای مجازی است. این هویت می‌تواند شامل اطلاعات شخصی، فعالیت‌ها، تعاملات و اثر دیجیتال باشد که فرد یا سازمان در بسترهای آنلاین بر جای می‌گذارد. حال با توجه به موارد مذکور، این مقاله با مطالعه فاصله بین ادراک از خود و حضور سلبریتی‌های سیاسی شبکه اینستاگرام در شکل‌دهی به هویت دیجیتال، به تبیین دلایل و تبعات این فاصله بر آینده رابطه میان هویت دیجیتال و نهادهای تصمیم‌ساز دولتی می‌پردازد. روش پژوهش اثر، تحلیل کیفی و استقرایی (رسیدن از مشاهدات به استدلال) بوده و ابزار گردآوری اطلاعات مطالعه کتابخانه‌ای و اسنادی، مصاحبه ساختارمند براساس مدل کوکران در قالب پرسشنامه از 200 نفر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و اندیشکده‌ای بوده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی تأثیر قابل‌توجهی بر بازتعریف هویت ایرانیان داشته‌اند؛ زیرا از یک‌سو، فضای نسبتاً باز این پلتفرم‌ها و دسترسی آسان به اطلاعات متنوع، به غنی‌تر شدن هویت‌های فردی و فرهنگی کمک کرده و ازسوی دیگر، گسترش شایعات و اطلاعات نادرست در همین فضا، باعث رواج شبه‌علم و ایجاد سردرگمی در درک هویت دیجیتال شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استراتژی‌های کاهش قومیت‌گرایی در منطقه آذربایجان (با تأکید بر رویکردهای اقتصادی)</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236602.html</link>
      <description>در شرایطی که منازعات قومی در سراسر جهان رو‌به‌افزایش است و کشورها را دچار بحران‌های امنیتی می‌کند، موضوعات اقتصادی و استراتژی‌هایی که از منظر اقتصادی بتوانند باعث کاهش تبعات امنیتی این چالش‌ها شوند بسیار قابل‌توجه است. هدف از این پژوهش، تدوین استراتژی‌های کاهش قومیت‌گرایی در منطقه آذربایجان با تمرکز بر استراتژی‌های اقتصادی است. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش آمیخته (کتابخانه‌ای و پیمایشی) و از طریق چهارچوب تحلیلی سوات انجام شده است. جامعه آماری شامل 30 نفر از نخبگان حوزه قومیت به‌ویژه متخصصان مسائل مربوط به آذربایجان است. طی پژوهش، باتوجه به چهارچوب سوات، نقاط ضعف و قوت داخلی و فرصت و تهدید خارجی از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه نخبگانی شناسایی شد که در این میان، ظرفیت بالا در حوزه نخبگان و تحصیل‌کردگان و وضعیت قابل‌قبول توسعه در منطقه، مهم‌ترین نقاط قوت، وجود احساس تبعیض در میان مردمان منطقه، نفوذ صاحبان ثروت رانتی و تحریک قومیت‌گرایی توسط آنان و عدم توسعه متوازن درون‌استانی و درون‌منطقه‌ای مهم‌ترین نقاط ضعف، مرز مشترک با پنج حاکمیت سیاسی و پتانسیل بسیار مناسب ترانزیتی به‌عنوان مهم‌ترین فرصت‌ها و القای وجود تبعیض اقتصادی ازطرف رسانه‌های بیگانه و نخبگان قومی، تحریم‌های اقتصادی غرب و تورم‌های طولانی‌مدت به‌عنوان مهم‌ترین تهدیدات شناخته شد. همچنین، تقویت محورهای ترانزیتی در شمال غرب کشور، رفع تحریم‌ها و ادغام هرچه سریع‌تر کشور در اقتصاد جهانی، تشویق سرمایه‌گذاران ملی برای سرمایه‌گذاری در نواحی مختلف کشور، جلوگیری از ایجاد فدرالیسم اقتصادی در مناطق مختلف کشور، جلوگیری از قدرت گرفتن، شهرت و افزایش ثروت نخبگان و عناصر ضدملی، تدوین اطلس جامع توسعه کشور و اتخاذ تصمیمات برمبنای ظرفیت‌ها و مزیت‌های نسبی مناطق مختلف با تأکید بر عدالت اقتصادی، پایش مستمر عملکرد مدیران و تصمیم‌گیرندگان و تعهد آنان نسبت‌به نتایج آمایش سرزمینی و مبانی عدالت اقتصادی و ادغام هرچه بیشتر همه مناطق کشور در اقتصاد ملی و وابسته نمودن اقتصادی همه مناطق ایران به یکدیگر به‌عنوان استراتژی‌های با قید اجرای فوری در انتهای پژوهش ارائه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل محتوای کتاب‌های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر ایران‌گرایی</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236604.html</link>
      <description>یکی از راه‌های مهم تقویت ایران‌گرایی،‌‌ به‌عنوان یکی از ارکان کلیدی هویت ملی ایرانیان، آموزش و تعلیم مطلوب و شایسته آن در کتاب‌های درسی آموزش‌وپرورش است؛ چراکه بی‌توجهی به این مسئله مهم، سبب ضعف و بحران در انسجام ملی ایرانیان می‌‌گردد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای کتاب‌های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر توجه به مؤلفه‌های ایران‌گرایی‌‌ است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که مؤلفه‌های ایرانیت در کتاب‌های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی چه جایگاهی دارند؟ یافته‌‌های این بررسی نشان می‌‌دهد که هفت مؤلفه‌ی تاریخ ایران؛ آثار باستانی، تاریخی، هنری و معماری ایران؛ شخصیت‌ها، مشاهیر و بزرگان ایرانی؛ نمادها، سنن و آداب‌ورسوم ملی ایران؛ سرزمین ایران؛ زبان، قومیت، نژاد ایرانی و دین مهم‌‌ترین مؤلفه‌های ایران‌گرایی‌‌ بوده‌‌اند که در کتاب‌های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بازنمایی شده‌‌اند. ارزیابی و تحلیل این مؤلفه‌ها نشان می‌‌دهد که پدیده ایران‌گرایی‌‌ سهم به‌نسبت خوبی را در محتوای این کتاب‌ها که همان متن، تمرین و تصویر است به خود اختصاص داده‌‌ است. ازسوی دیگر، این بررسی نشان داد که در بین کتاب‌های مطالعات دوره ابتدایی، کتاب چهارم با 409 بار بازنمایی مؤلفه‌های هفت‌گانه ایران‌گرایی،‌‌ دربرگیرنده بیشترین فراوانی بوده و کتاب مطالعات اجتماعی سوم با 19 بار بازنمایی، کمترین محتوا را دارد. از میان مؤلفه‌ها و شاخص‌‌های موردبررسی در این پژوهش، تاریخ ایران با 238 بار و دین‌‌ زرتشت با 12 بار در هر چهار کتاب مطالعات اجتماعی به‌ترتیب بیشترین و کمترین بازنمایی را داشته‌‌اند. همچنین، یافته‌‌های این بررسی نشان می‌‌دهد که محتوای این کتاب‌ها دارای کمبودها و ضعف‌‌هایی ازنظر ایران‌گرایی‌‌ هستند که برنامه‌‌ریزان درسی با نگاه آسیب‌شناسانه به آن‌ها می‌‌توانند محتوای غنی‌‌تری را برای این کتاب‌ها در راستای تقویت ایران‌گرایی‌‌ و انسجام و وحدت ملی تدوین کنند. روش پژوهش در این تحقیق توصیفی ـ تحلیلی در قالب تحلیل محتوا است. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌‌ها از روش شمارش فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی بازتاب هویت شیعی در تاریخ‌نگاری حسن قمی</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236607.html</link>
      <description>کتاب تاریخ قم تألیف حسن‌بن محمد قمی (درگذشته ۴۰۶ ق)، از مهم‌ترین منابع تاریخی عصر آل‌بویه به‌شمار می‌آید که نقشی محوری در بازتاب هویت شیعی در این دوره ایفا می‌کند. این پژوهش می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که هویت شیعی از رهگذر کدام مؤلفه‌ها در تاریخ قم بیشترین یا کمترین بازتاب را یافته است؟ در راستای پاسخ‌گویی به این پرسش، با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی، براساس الگوی موریس دوورژه که بر استخراج مضامین و بسامدها تمرکز دارد، داده‌های کتاب استخراج و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که قمی هویت شیعی را در سه مؤلفه محوری بازتاب داده است: &amp;amp;laquo;پیوندهای مشترک&amp;amp;raquo; (شامل آیین‌ها، باورها، تبلیغات مذهبی و نهادهای آموزشی)، &amp;amp;laquo;سرزمین مشترک&amp;amp;raquo; (با تأکید بر اماکن مقدس و جغرافیای شیعی) و &amp;amp;laquo;میراث فکری مشترک&amp;amp;raquo; (در پیوند دین و سیاست). در این میان، مؤلفه &amp;amp;laquo;سرزمین مشترک&amp;amp;raquo; بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است؛ درحالی‌که مؤلفه &amp;amp;laquo;میراث فکری مشترک&amp;amp;raquo; باوجود فراوانی کمتر، در تبیین مشروعیت سیاسی تشیع نقش کلیدی ایفا می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که قمی با تمرکز بر ابعاد مکانی، اجتماعی و معرفتی تشیع و برجسته‌سازی جایگاه قم به‌عنوان مرکز شیعی، تاریخ‌نگاری را در بستر عصر آل‌بویه به ابزاری در خدمت تثبیت هویت دینی ـ فرهنگی بدل ساخته است. این الگو می‌تواند بستری برای مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه هویت‌پژوهی تاریخی تشیع فراهم کند.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌‌های تعزیه به‌مثابه هنری ملی و مذهبی از نگاه سفرنامه‌‌نویسان خارجی</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236608.html</link>
      <description>هنر آیینی تعزیه یکی از هنرهای مذهبی جامعه ایران اسلامی است که همواره موردتوجه پژوهشگران داخلی و خارجی قرار گرفته است. نگاه به این هنر آیینی از منظر سفرنامه‌‌نویسان خارجی می‌تواند ضمن کمک به شناسایی ابعاد ناپیدای این هنر ملی و مذهبی و وجوه تمایز این هنر بومی با هنر غربی، ظرفیت‌‌های عمیق آن را آشکار سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ویژگی‌‌های هنر آیینی تعزیه از منظر سفرنامه‌‌نویسان خارجی و نسبت آن با گفتمان شرق‌‌شناسی است. در این مطالعه تلاش شد تا با روش مطالعه اسنادی و با بررسی و مطالعه سفرنامه‌های خارجی که در باب جامعه ایران نگاشته شده است به توصیف هنر آیینی تعزیه پرداخته شود. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌‌دهد اگرچه روایت برخی سیاحان از این هنر ملی و مذهبی روایتی شرق‌‌شناسانه و آمیخته با کنایه به‌نظر می‌‌رسد، در بسیاری موارد روایت‌های سفرنامه‌‌نویسان در چهارچوب گفتمان شرق‌‌شناسی جای نمی‌‌گیرد و آنان به ستایش و تجلیل از تعزیه پرداخته و آن را هنری منحصربه‌فرد، جذاب و حتی گاه تأثیرگذارتر و فاخرتر از میراث هنرهای نمایشی در غرب معرفی نموده‌‌اند. قدرت تصویرسازی، عناصر هنری و آوایی، مکان برگزاری تعزیه، صحنه‌‌آرایی‌‌ها و هنرمندی و مهارت بازیگران تعزیه، قدرت تأثیرگذاری تعزیه بر مخاطبان، حضور زنان در مراسم تعزیه، شکل اجرا و مضامین تعزیه و مناقشات فقهی در زمینه تعزیه ازجمله مهم‌ترین موضوعاتی است که در گزارش سفرنامه‌‌‌‌نویسان پیرامون تعزیه انعکاس یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی چرخه سیاست‌گذاری زبان در افغانستان</title>
      <link>https://www.rjnsq.ir/article_236609.html</link>
      <description>زبان یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌های هویت فرهنگی و ملی محسوب می‌شود. افغانستان، باوجود تنوع گسترده زبانی، در عرصه سیاست‌گذاری زبانی با چالش‌های تاریخی مواجه بوده است. پس از استقلال، زبان پشتو با الگوبرداری از الگوی دولت ـ ملت‌های مدرن، به‌عنوان ابزار وحدت ملی در اولویت سیاست‌گذاری قرار گرفت. این مقاله با طرح این پرسش که رویکرد حکومت‌ها در اجرای خط‌مشی‌های زبانی در طول تاریخ افغانستان چه بوده و این سیاست‌ها تا چه اندازه مبتنی‌بر اسناد حقوقی و فرامین قانونی اجرا شده‌اند، به بررسی عملکرد تاریخی دولت‌ها در قبال زبان‌ها می‌پردازد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی‌بر تحلیل تاریخی منابع اسنادی و کتابخانه‌ای است. یافته‌ها نشان می‌دهد که باوجود پیوند عمیق زبان فارسی با فرهنگ و هویت این سرزمین، تلاش‌هایی برای کاهش جایگاه آن و جایگزینی زبان دری و همچنین، حمایت از زبان‌های محلی، با هدف جلوگیری از تثبیت فارسی به‌عنوان زبان غالب صورت گرفته است که اغلب از تحقق به اهداف تعیین‌شده در رابطه با جایگاه زبان فارسی بازمانده‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
