مسألة اصلی مقاله حاضر برّرسی ارتباط سنن با هویّت ملّی و تأثیر این سنّتها در شکلگیری مقولة تاریخنگاری است، بدین صورت که نشان میدهد، اولاً تاریخ هر ملّتی در چارچوب سنن به ارث رسیدة همان جامعه شکل میگیرد و ثانیاً تاریخنگاری هر جامعه از سنّتهای آن جامعه جدا نیست. پرسشهای مقالة حاضر به این شرح است: رابطة تاریخ قومی با حوزة فرهنگی خاصی که هویّت آن جامعه را تشکیل میدهد، چیست؟ چه ارتباطی بین هویّت ملّی و فهم سنن به جای مانده از گذشته وجود دارد؟ فرضیّة اصلی مقاله آن است که تاریخ ملتهای مختلف به دلیل سنن تاریخی گوناگون با هم متفاوت است و تاریخنویسی در متن ارزشها، فرهنگها، پیشداوریها و خصوصیّات خاصّ هر جامعه روی میدهد. هدف اصلی نشان دادن این موضوع است که تقلید سبک تاریخنویسی ویژة ملّتهای دیگر نه تنها غیرمفید است، بلکه منجر به آشفته شدن فضاها و به هم ریختن اصل پژوهش میشود و البتّه مانع نیل به فهم عناصر متشکّله هویّت ملّی میگردد.