کشور پدیدهای انسانی و حاصل بینش سیاسی اوست. این مفهوم دربرگیرندة واحدهای سیاسی ـ جغرافیایی مستقل است که برجستهترین تقسیمبندی جهان کنونی را شکل میدهند و همزمان با شکلگیری سیاسی ایران در دورة هخامنشیان واقعیت پیدا کرد. در دورة اشکانیان نهاد کشور در ایران تداوم یافت و در دورة ساسانیان با پرداخته شدن مفهوم ایرانشهر، کشور و هویت ملی ایرانی تثبیت شد. با ورود اسلام، ایران جزئی از دارالاسلام و مردم ایران جزیی از امت اسلام شدند. عدم توجه به مفاهیم سرزمینی و مرزهای سیاسی در این دوره، نظام کشور را در ایران برهم زد. فردوسی در این عصر شاهد تاخت و تاز، ناامنی و فراز و فرود حکومتها است. از اینرو با توجه به منابع کهن ایرانی و آیین کشورداری دورة ساسانی به خلق شاهنامه پرداخت. در این پژوهش برآنیم تا با مطالعة این اثر به شناخت واژه و مفهوم کشور، تبیین کاربردهای آن، معادلات و رویدادهای مربوط به کشور، و همچنین مفهوم مرز بپردازیم. در این مقاله نشان داده میشود که شاهنامه، سند آشنایی ایرانیان با مفاهیم کشور و مرز در دوران باستانی و قرنها پیش از عهدنامة وستفالی است.