نوشتار حاضر به واکاوی سیاستهای شاهان هخامنشی در فرایند شکلگیری و تثبیت هویت ایرانی در این دوران میپردازد و به این پرسش پاسخ میدهد که هویت ایرانی در برنامههای سیاسی، دینی و فرهنگی پادشاهی هخامنشی چه جایگاهی داشته است؟ این پژوهش با رویکرد تاریخی، سیاسی و جامعهشناسی و براساس روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی نوشته شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند که ایرانیان مادی و پارسی پس از چیره ساختن عنصر ایرانی بر فلات ایران، هویت ایرانی را در دنیای باستان معرفی و تثبیت کردند. داریوش با بهرهبرداری از فرصت شورشهای دودمانی پس از مرگ کمبوجیه، کوشید با در پیش گرفتن سه رویکرد هویتبخش فرهنگی (زبان آریایی)، سیاسی ـ جغرافیایی (هسته مرکزی سرزمینهای ایرانی) و دینی (قرار دادن اهورامزدا در مقام خدای آریاییان)، هم میان ایرانیها همبستگی ایجاد کند و هم پیوند آنها با امپراتوری هخامنشی را به منزلهی پادشاهی ایرانیان استوارتر سازد. این رویکردها، در ابعاد تاریخی، سیاسی،جغرافیایی، دینی و فرهنگی، به هویت ایرانی تداوم و پویایی بخشید و زمینه ساز مفهوم ایران در معنای سیاسی در دوران ساسانی شد.