همگرایی و انسجام ملی و پرهیز از ایجاد واگرایی یکی از مهمترین کارکردهای دولتها برای بهرهمندی حداکثری از منابع کشور و ممانعت از ایجاد فرصت برای بیگانگان جهت نفوذ و تاراج این منابع است. این موضوع از این منظر اهمیت مضاعف دارد که بدون انسجام ملی و بهرهوری بهعنوان کلیدواژه اصلی بهرهمندی صحیح از منابع جهت ایجاد امکان رقابت با سایر کشورها و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای فراهم نخواهد شد. لذا این پژوهش کوشید تا در کنار سایر عوامل مؤثر بر همگرایی ملی که در بسیاری از مطالعات علوم اجتماعی به آن پرداخته شده، به این پرسش پاسخ دهد که آیا توسعه متوزان منجر به همگرایی ملی در مناطق مرزی میشود؟ برای پاسخ به این پرسش از روش داده بنیاد یا گراندد تئوری استفاده شد. در این روش محقق میکوشد تا با بررسی و واکاوی پدیدهها و حقایق آشکار شده و انجام تحقیقات میدانی و پرسش و تحقیق از نخبگان مربوطه به یک تئوری یا سازه مفهومی درخصوص موضوع مورد تحقیق دست پیدا کند. در این تحقیق از 84 نفر از نخبگان که عمدتاً از استانهای مرزی انتخاب شدند، درخصوص هشت شاخص اقتصادی بهعنوان متغیرهای مؤثر (مثبت و منفی) بر همگرایی ملی که نمایندگی توسعه یا عدم توسعه متوازن را داشتند، تحقیق شد.
یافتههای تحقیق نشان میدهد پنج شاخص توسعه اقتصادی، سرمایهگذاری در زیرساختها، سرمایهگذاری در سرمایه اجتماعی، سرمایهگذاری عمرانی دولت، توسعه انسانی بیش از 60 درصد بهعنوان عامل قوت همگرایی ملی و بیش از 70 درصد به میزان زیاد و خیلی زیاد بر همگرایی ملی تأثیر دارد. سه شاخص بیکاری جوانان، فساد اقتصادی در جامعه و شکاف طبقاتی یا توزیع نامناسب منابع بهعنوان عامل ضعف مطرح هستند. نتایج آزمون اختلاف میانگین نیز نشان میدهد که تقویت 5 شاخص اول تا حد زیادی منجر به افزایش همگرایی و انسجام ملی در مناطق مرزی خواهد شد و تقویت سه شاخص بعدی نتیجه عکس به دنبال خواهد داشت.