1
دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی،گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2
استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3
استاد جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایرا
4
دانشیار جغرافیای، سیاسی،گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
10.22034/rjnsq.2022.366914.1454
چکیده
توجه به عوامل علی، زمینهای و تاریخی در تحلیل رفتار و کُنش کشورها در سالهای اخیر افزایش پیداکرده و ادبیات رویکرد ادراکی برای فهم منطق تحولات و سیاست حکومتها گسترش یافته است. در رویکرد ادراکی فرض بر این است که بازیگر ژئوپلیتیکی در میدانی از مقتضیات استراتژیک -که بهعنوان میراثی نهادی به ارث برده است- عمل میکند و همواره محدودیت و شرایط هویتی خاص خود را دارد؛ اما در حوزه ژئوپلیتیک نظریه جامعی که بتواند علل و عوامل ادراکی و نقش تأثیرگذار آنها در کنش و سیاستها را بازتاب دهد، غایب است. ازاینرو پژوهش حاضر طرح اولیهای از یک نظریه جدید با عنوان ادراک ژئوپلیتیکی است که میتواند بازتاب این تأثیرات را در رفتار بازیگران مورد ارزیابی کیفی قرار دهد. همواره چرخهای از عوامل تأثیرگذار در جوامع وجود دارند که در رفتار کشورها مؤثرند. پارهای از تجربههای جمعی (مانند جنگ، اشغال نظامی، تجزیه، قتلعام، معاهدات مهم) به حافظه جمعی شکل میدهند و از طریق مکانیسمهای انتقال نسلی، ماندگار شده و بهمرور در ارتباط با قلمرو سرزمین، معنادار شده و بخشی از ملزومات بقاء یا امر ملّی فرض میشوند. در مرحله بعدی «کشورها» در ارتباط با این عناصر به مرحله هویتیابی ژئوپلیتیکی میرسند و در ارتباط با سرزمین، نظام بینالملل و سایر ملّتها به «من و دیگری» شکل میدهند. این مسیر در مرحله نهایی تکوین خود به شکلگیری ظرف ادراکی یا ادراک ژئوپلیتیکی منجر میشود. جوامع و کشورها از طریق ادراک ژئوپلیتیکیِ خود به پدیدههای بیرونی در نسبت با جغرافیای سیاسیشان معنا میدهند که این معنادهی محصول مکان (جغرافیا) و زمان (تاریخ) است؛ بنابراین از طریق کشف شکلگیری روند تکوین این ادراک میتوان دستکم بخشی از کُنشها را معنایابی کرد. بهویژه که با بازگشت ناسیونالیسم به عرصه روابط بینالملل و طولانی شدن روند گذار ژئوپلیتیکی از دوقطبی به نظم جدید، قدرتهای متوسط منطقهای سعی دارند از طریق افزایش نفوذ قلمرو و تعمیق عمقِ استراتژیک خود، سهم بیشتری در نظمِ آینده داشته باشند. فایده دیگر چنین رویکردی، پیشبینی کنشهای آینده حکومت نیز هست. این پژوهش از نوع بنیادی با رویکرد توصیفی-تحلیلی از طریق تحلیل محتوای کیفی دادههای تجربی به این مهم میپردازد و شیوه گردآوری دادهها اسنادی و کتابخانهای است.
یانگ، مایکل، شیفر مارک (1396)؛ رویکرد ادراکی در تحلیل سیاست خارجی، ترجمه حمیرا مشیرزاده و شایان افراسیابی، تهران: نشر میزان.
فرامکین، دیوید (1400)، صلحی که همه صلحها را بر باد داد: فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکلگیری خاورمیانه جدید، ترجمه حسن افشار، تهران: نشر ماهی.
Andric, Tena Korac (2016);The battle of Kosovo, hero cults, and Serbian state formation: an analysis of Serbian Political culture. College of Liberal Arts & Social Sciences Theses and Dissertations, Chicago.
Colak, Yilmaz (2006);Ottomanism vs Kiemalism: Collective Memory and Cultural Pluralism in 1990sTurkey”, Middle Eastern Studies, Vol. 42, No. 4 (Jul., 2006), pp. 587-602, Istanbul.
Davutoğlu, Ahmet (1997); Medeniyetlerin Ben-İdraki, Divan hm Arastirmalar, Yıl 2, Sayı 3, Istanbul.
Adam Nicholas (2009); Jung on War, Politics and Nazi Germany: Exploring the Theory of Archetypes and the Collective Unconscious, Karnac Books.
Guida, Michelangelo (2008);»The Sèvres Syndrome and “Komplo Theories in the Islamist and Secular Press«, Turkish Studies Volume:9, Pages 37-52, Istanbul.
Muir,Richard (1997); Political Geography, MacMillan Press, London.
Oran,Baskin (2006), Türk Dış Politikası Cilt 1 (Ciltli) 1919- 1980, Iletisim, Ankara
Oran,Baskin (2018); Türkiye' de Azınlıklar: Kavramlar, Teori, Lozan, İç Mevzuat, İçtihat, Uygulama, Iletisim, Ankara
Yeşiltaş, Murat (2016); Türkiye'de Ordu ve Jeopolitik Zihniyet, Kadim Pub, Ankara
Yeşiltaş, Murat (2014); Stratejik Derinlik’in Jeopolitik Tahayyülü«. Türkiye Ortadoğu Çalışmaları Dergisi, 1, 25-56, Istanbul.