استادیار سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها
چکیده
هویت با سؤال کیستی و در تعامل و همورزی با «غیریت» در پیوند و وجه تمایز بین «من» و «ما» با غیر و دیگران است. از این جهت، روی دیگر سکه هویت، ضدیت یا غیریت است که در نمادها و تعابیر؛ دیگران، دشمنان، بیگانگان، کافران یا رقیبان تجلی مییابد. این هویت دارای ضابطهها و معیارهایی است که توسط آن تعریف روشنی از «خود» و «غیر» به دست میآید. نویسنده بر آن است تا ثابت کند که در پس ذهن متفکر موردی، آنچه ضابطه این شناسایی است، استعماره صراط مستقیم است. این صراط شکاف میان خودواقعی و خودکاذب را افشا میکند، هویت و غیریت را مورد سنجش قرار میدهد و مصداقهای و عینی آن را معرفی می کند و بالاخره چشمانداز راه برون شد از بحران هویت را وا مینمایاند. بنابراین، از حیث روش، هویت را در قالب اندیشه سیاسی نیز پیگیری می کند.