دکتری علوم سیاسی و عضو هیأت علمی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی
چکیده
این مقاله به بحث دربارهی نگرش نخبگان آذری به هویت ملی و منطقهای طی سه دوره پهلوی اول، پهلوی دوم و جمهوری اسلامی ایران میپردازد. نخبگان آذری به سه دسته نخبگان مارکسیست، تجددگرا (غیرمارکسیست) و بومیگرا تقسیم کردهاند و کوشش شده است تا از طریق نمایندگان و افراد شاخص هر دسته، و با استفاده از سخنان، نوشتهها و عملکردهای آنها، نحوه نگرش آنها سنجیده شود.
چنین نتیجهگیری شده است که نخبگان مارکسیست بیشترین گرایش قومی را از خود نشان دادهاند و در عین حال در میان نخبگان دارای گرایش قومی، بیشترین تأثیر را از عوامل خارجی پذیرفتهاند و گرایشهای قومی بومیگرایان بیشتر تأثیر عوامل دیگری مانند رقابتهای سیاسی در سطح ملی بوده است.