دکترای روانشناسی بالینی و پژوهشگر عرفان ایرانی ـ اسلامی و ادبیات فارسی کهن. وی هماکنون مقیم پاریس است.
چکیده
چهرههای اسطورهیی و بنمایههای حماسی، پهلوانی و خسروانی در جهان ایرانی، به رغم سلطهگریهای ویرانگر و تمدن ستیزی که جامعه و فرهنگ ایرانی را گاه در معرض خطر فروریزی و نابودی قرار داده است، همچنان به حیات و حضور خود در زمینههای اعتقادی، جهانشناختی، افسانهیی و بهویژه در فضای حافظه زبانی و ادبی و تصورات زادبومی ادامه داده، با عناصر نوپا و تازهنفس ایرانی ـ اسلامی در هم آمیخته و در مواردی نیز این عناصر نوخاسته را به رنگ و جلای خود در آوردهاند. شمار فراوانی از آثار تاریخی، فلسفی و ادبی گذشتگان، بیانگر پایداری این عناصر کهن در حافظه تاریخی ـ فرهنگی و زبانی ـ هویتی ماست.
حضور این عناصر در شعر مولوی، گویای یک رستاخیز فرهنگی ـ ادبی و هویتمندانة سرنوشتساز نیز هست که نخست با پرداختن به شاهنامههای منثور و منظوم و احیای زبان فارسی آغاز میشود، به تحکیم و استقرار مبانی ملیت و استمرار حس میهنی مدد میدهد و سپس دامنه آن به جهان ادبیات عرفانی، ازجمله به فضای شعر مولوی، گسترش مییابد و هویتی مستقل به عرفان ایرانی میبخشد.