این مقاله درصدد است تا مؤلفههای هویت ایرانی را در دو کتاب تاریخ مهم دورهی میانه یعنی تاریخ بیهقی و تاریخ جهانگشای جوینی بازشناسی کند و نشان دهد که روند کلی حرکت اجتماع ایران در عصر سلطه ترکها و مغولها در جهت احیای مجدد هویت ایرانی با تکیه بر مؤلفههای فرهنگی بوده است. هر چند این روند کند و بطئی است اما مستمر و مداوم است. بیهقی به دین بهعنوان یک عنصر اصلی هویتی توجه دارد و جوینی در دوران بحران هویت دینی، علاوه بر دین، از مؤلفههای فرهنگی همچون عناصر اساطیری ایرانی بهره میگیرد و سعی دارد تا، با استفاده از اصل تشابهجویی، گسستهای اجتماعی را ترمیم کند و جامعه را به وحدت و همبستگی سوق دهد.