تشکیل نخستین دودمان شاهی در تاریخ ایران ـ مادها ـ زمینهی پیدایش موجودیتی سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی را فراهم ساخت که بر پایهی مؤلفههایی اساسی چون، سرزمین ـ جغرافیا و حکومت استوار بود. این موجودیت در دورهی ساسانی با نام ایران و ایرانشهر جلوهای ویژه یافت. فروپاشی نظام ساسانی موجب شد که این موجودیت مستقل در کلیتی یکپارچه به نام دارالاسلام یا امت اسلامی ادغام گردد. تبیین نظریه سلطنت مبتنی بر اندیشههای ایرانی و رویکرد نخبگان و دیوانسالاران ایرانی به چنین تفکری فرازهای مهمی در فرایند چالش با خلافت پدید آورد؛ با این وجود سقوط خلافت عباسی و تشکیل حکومت ایلخانان فرصت ویژهای برای بازپرداخت مفهوم ایران و ایرانشهر در دوران اسلامی به وجود آورد. مقالهی حاضر به کوششهای یکی از نخبگان و دیوانسالاران ایرانی این دوره یعنی رشیدالدین فضلالله همدانی را براساس مطالب کتاب جامعالتواریخ او مورد بررسی قرار میدهد.