پستمدرنیسم بهعنوان جریان فکری ـ اجتماعی، تحولاتی را در نحوه نگاه ما به فرد و جامعه فراهم نموده است. در این مقاله با تمرکز بر فهم تأثیر و تأثرات جریان پستمدرن بر هویت سیاسی، تلاش میشود تا برخلاف ادبیات رایج در کشورمان که بیشتر وجوه سلبی ـ پستمدرن را منعکس میکند، نگاه ایجابی پستمدرنها را به مقوله هویت سیاسی مورد کندوکاو قرار دهیم.
در این راستا ضمن بررسی وضعیت پستمدرن، هویت سیاسی پستمدرن، و نحوه تحلیل هویت سیاسی از سوی پستمدرنهای ایجابی، این فرضیه را مورد مداقه و بررسی قرار میدهیم که پستمدرنیسم با درانداختن نوعی نظام مفهومی، چشماندازهای جدیدی را برای تحلیل هویت سیاسی فراهم میآورد. اینکه پستمدرنیسم چگونه توانسته است با پینهادن بنیانهای روشی نوین، چارچوبها و بدیلهای متفاوتی را برای هویت و کنش سیاسی فراهم آورد، محور بحث این مقاله است.