مسأله اصلی این مقاله، نوع ارتباط و پیوستگی ابژههای فرهنگی و اجتماعی, ارزشهای دینی و هویت نسلی است. این امر از آنروست که در مطالعات فرهنگی و مطالعات نسلی، برای بیان شکلگیری و تحول هویت، به نقش عواملی چون ابژهها, ارزشها, و شرایط اجتماعی و فرهنگی اشاره شده است. از این میان نقش ارزشها و ابژهها از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. شواهد و تجربه تاریخی در ایران نیز تأییدکننده داعیه مفهومی فوق است. به عبارت دیگر هویت نسلی در ایران، با فرض تغییرپذیری ارزشها و ابژهها, تحقق یافته است. تفاوت در استفاده از ابژهها و داشتن تجربیات دورهای که بعضاً مشترک و برخی متفاوت از هم میباشند، تمایزگذاری بین نسلی که اساس هویت نسلی است, را امکانپذیر میکند. ابژهها در عین حال که سازنده هویتهای نسلی (1- نسل قبل از انقلاب، 2- نسل انقلاب و جنگ، و 3- نسل جوان، نسل بعد از انقلاب و جنگ) هستند، عامل تمایز و پیوند بین آنها نیز میباشند. اثبات امر فوق با استفاده از روش مقایسهای (ابژهها و نسلها) و نظام مفهومی نسلی در مطالعات نسلی (اینگلهارت و بالس) دنبال شده است.