عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران دانشکده حقوق و علوم سیاسی
چکیده
با الهام از ایدة «یادگیری دائمی»، آموزش به طور عام و آموزش عالی به طور خاص به شیوههای گوناگون بر فرایندها و الگوهای تعامل یا تقابل تأثیری اساسی دارند. همبستگی اجتماعی یکی از بارزترین فرایندهای تعاملی آموزش پایه تلقی میشود که محصول نقشآفرینی مستقیم و غیرمستقیم تمامی کارگزاران، روندها و ساختارهای اجتماعی و تاریخی بهویژه نهادهای آموزش عالی است. این نوشته با هدف فهم رابطة آموزش عالی و همبستگی اجتماعی و کاربست احتمالی نتایج آن در برنامهریزی آموزش عالی ایران و با محوریت این پرسش اصلی که نهاد آموزش عالی چگونه میتواند در تولید و ارتقای همبستگی اجتماعی سهم ایفا کند به نگارش درآمده است. دادههای این نوشته در بخش نخست با روش کتابخانهای و در بخش مطالعة موردی با تلفیقی از روش مشاهده و کتابخانهای و با الهام از چارچوب نظری اولنا و هینمن نگاشته شده است. طبق اصول چارچوب یاد شده نظام آموزش عالی از راه محتوای برنامة درسی، تولید و بازتولید فرهنگ و اخلاق دانشگاهی، ایجاد شبکههای پایدار، پایهگذاری سنتهای ثباتبخش، تولید اجماع دربارة قراردادهای اجتماعی و آفرینش سرمایة اجتماعی باعث شکلگیری و تقویت همبستگی اجتماعی میشود. در جامعة مالزی نیز که زندگی اجتماعی در طول خطوط و تمایزات قومی جریان دارد، نظام آموزش عالی یکی از سازوکارهایی ساختاری است که برای پل زدن بین شکافها و تقلیل خطوط همبستگیزدای قومی به خدمت گرفته شده است. با الهام از این تجربه و آموزههای نظریههای فوق میتوان با نگاهی آسیبشناسانه به نظام آموزش عالی ایران کنونی نگریست و برای نیل به همبستگی اجتماعی افزونتر، بازنگری در شیوة جذب بومیگزینی و سرفصلهای دروس عمومی را یادآور شد. با الهام از ایدة «یادگیری دائمی»، آموزش به طور عام و آموزش عالی به طور خاص به شیوههای گوناگون بر فرایندها و الگوهای تعامل یا تقابل تأثیری اساسی دارند. همبستگی اجتماعی یکی از بارزترین فرایندهای تعاملی آموزش پایه تلقی میشود که محصول نقشآفرینی مستقیم و غیرمستقیم تمامی کارگزاران، روندها و ساختارهای اجتماعی و تاریخی بهویژه نهادهای آموزش عالی است. این نوشته با هدف فهم رابطة آموزش عالی و همبستگی اجتماعی و کاربست احتمالی نتایج آن در برنامهریزی آموزش عالی ایران و با محوریت این پرسش اصلی که نهاد آموزش عالی چگونه میتواند در تولید و ارتقای همبستگی اجتماعی سهم ایفا کند به نگارش درآمده است. دادههای این نوشته در بخش نخست با روش کتابخانهای و در بخش مطالعة موردی با تلفیقی از روش مشاهده و کتابخانهای و با الهام از چارچوب نظری اولنا و هینمن نگاشته شده است. طبق اصول چارچوب یاد شده نظام آموزش عالی از راه محتوای برنامة درسی، تولید و بازتولید فرهنگ و اخلاق دانشگاهی، ایجاد شبکههای پایدار، پایهگذاری سنتهای ثباتبخش، تولید اجماع دربارة قراردادهای اجتماعی و آفرینش سرمایة اجتماعی باعث شکلگیری و تقویت همبستگی اجتماعی میشود. در جامعة مالزی نیز که زندگی اجتماعی در طول خطوط و تمایزات قومی جریان دارد، نظام آموزش عالی یکی از سازوکارهایی ساختاری است که برای پل زدن بین شکافها و تقلیل خطوط همبستگیزدای قومی به خدمت گرفته شده است. با الهام از این تجربه و آموزههای نظریههای فوق میتوان با نگاهی آسیبشناسانه به نظام آموزش عالی ایران کنونی نگریست و برای نیل به همبستگی اجتماعی افزونتر، بازنگری در شیوة جذب بومیگزینی و سرفصلهای دروس عمومی را یادآور شد.
کریمی,علی . (1390). تأملی نظری دربارة نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی؛ مرور اجمالی تجربة مالزی. فصلنامه مطالعات ملی, 12(ویژه نامه (آموزش عالی، هویت و همبستگی ملی) (1)), 77-104.
MLA
کریمی,علی . "تأملی نظری دربارة نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی؛ مرور اجمالی تجربة مالزی", فصلنامه مطالعات ملی, 12, ویژه نامه (آموزش عالی، هویت و همبستگی ملی) (1), 1390, 77-104.
HARVARD
کریمی علی. (1390). 'تأملی نظری دربارة نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی؛ مرور اجمالی تجربة مالزی', فصلنامه مطالعات ملی, 12(ویژه نامه (آموزش عالی، هویت و همبستگی ملی) (1)), pp. 77-104.
CHICAGO
علی کریمی, "تأملی نظری دربارة نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی؛ مرور اجمالی تجربة مالزی," فصلنامه مطالعات ملی, 12 ویژه نامه (آموزش عالی، هویت و همبستگی ملی) (1) (1390): 77-104,
VANCOUVER
کریمی علی. تأملی نظری دربارة نسبت آموزش عالی و همبستگی اجتماعی؛ مرور اجمالی تجربة مالزی. فصلنامه مطالعات ملی, 1390; 12(ویژه نامه (آموزش عالی، هویت و همبستگی ملی) (1)): 77-104.